خرید بک لینک
برنامه ریزیم پشــک خورد !!! اعصابم خورده امروز هیچی درس نخوندم. هرکاری کردم از رو پاورپوینت و با لپ تاپ نتونسم بخونم. رفتم پی دی افو پرینت گرفتم با یه بدبختییی. چون صفحات خاصی رو هم میخواسم خیلی طول کشیددد. دختر ِ بیچاره هی از این صفحه تا اون صفحه جدا میکرد پرینت میگرفت. پدرش در اومد، خودمم کلی معطل

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 16:53

آخ جووون هاردم رسیــد ^_^ الآن دارم فیلما رو انتقال میدم تا لپ تاپ جان یه نفــس راحت بکشـــه نت مفتی گیر آورده بودم و تا خرخره پر از فیلمش کرده بودم امروز بعد از امتحان رفتم محل کار مادرجان دنبالش (مدرسه ی راهنمایی) ولی کارش تموم نبود، منم گفتم تا تو تموم بشی کلید کتابخونه ـتو بده برم یه سـر بزنم

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 16:53

پریـشب که جناب مسترلاو تشریف برده بود سالن، منم مشغول درس خوندن بودم، خیلی دیر کرد، دیگه کم کم داشت خوابم میگـرفت ! کـه یهو پی ام اومد سلام حالا من حق به جانب و طلبکار میگم سلام ! چرا اینقدر دیر کردیییی که جواب اومد : من فلانی ام مسترلاوتو اوردیم بیمارستان ! عاغـــا ما نزدیــک بود از فرط ناراحتی

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 4:00

4 صفحه ای که واسه امتحان امروز بهمون داد رو پر کردم قشنگ ولــی خو ! همچین خوب نبــود ! دو تا سوالش اصن توی جزوه ای که از نگار گرفته بودیم نبود ! درس عبرت شد که از ترم بعد خودم عین بچه ادم بشینم جزوه بنویسم ! آخه طریقه درس دادن این استاده هم یجوریه ! تندتند حرف میزنه و شکل میکشه و ما باید خودمون نو

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 4:00

امتحان ِ "سازه های بتنی" هم رفت پی کارش ! خب باید بگم انتظار ِ بیشتری داشتم با توجه به این ـکه سه روز بطور مداوم داشتم میخوندم و از صبح تا عصر کتابخونه بودیم، ولی خیلیـآشو یادم میــرفت... دلیلشم همین نخوندن تو طول ترم بود. که هرچقدم مرورشون میکردم بازم مطالب زیاد بود..! سر امتحان هم دو سه تایی رو ی

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 16:23

اصـلن باورم نمیشه که پای داعش به ایران باز شد هنوز میگم آخه چطور ممکنه؟! این ـکه این سال ها هیچ حمله تروریستی ای اتفاق نیفتاده نشون میده که ایران تو بخش امنیتی خیلی خیلی قوی عمل کرده..! حتی در مقایسه با پاریس و جاهای دیگه!! واسه همین اصلن باورم نمیشه که چرا به این سادگی این ـطور شد؟! و چجوری میشه ا

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 16:23

خونواده ی گرامی تشـریف بردن مسافرت و من بدلیل امتحان موندم اینجـا ! چراغا رو همه روشن کردم و زیر لب با خودم زمزمه میکنم "هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه" حالا معنی این جمله رو میفهمم :) با خودم حرف میزنم که این سکوت بشکنه، حوصلم میترکه خـو ! یادتونه چن وقت پیش گفتم گوشیم و لپ تاپم و ماشین همه ی

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 16:23

نتیجه ی گوشی نداشتن من اینکه امروز ساعت 12:30 رفتیم کتابخونه واقعـــــن خسته بوووووودم. فقط یه بار ساعت 8 بیدار شدم ک گفتم زوووده بگیرم یکم دیگه بخوابممم ! بعدشم رفتیم دنبال جزوه ! اومدیم کتابخونه دیدیم کاگرا دارن با دریل و اینا کار میکنن !!! خو عوضیـــآ اینجا کتابخونه ســـتا میذاشتین شــب ! رو

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 16:23

عزیزم بگو برمیگـــردی !!!
... و یهـو تمام ِ خاطرات ِ کودکی زنده میشه !

+ دانلود

تاريخ پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶سـاعت 23:44 نويسنده الـــــی زـآ| |


برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 16:23

گاهی وقتا حس میکنم سلیقم یکم بیش از حد متفاوته ! چون بیشتر وقتا آدمای اطرافم از آهنگایی که من گوش میدم خوششون نمیاد ولی هیچـوقت زیر بار نرفتم و از این متفاوت بودن هم خوشم میاد ! تا جایی که میتونسم هم باهاشون بحث کردم که قانع بشن دیروز داشتم به این فکر میکردم که چرا من از آهنگ یه نفـر به اسم ِ احسان

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 16:23

چه جسارتی ! این ـکه میرین پیش مهندس معمـار و ازش میخواین براتون ساختمون موردنظـرتونو بسازه و یه عکس میذارین جلوش میگین اینو بساز، (برای مثال نماهای رومی) ، مثل ِ اینه که تشریف ببرید پیش ِ "ابـی" و بهش بگین لطفن یه دهن از تتلـو برامون بخون !!! رعایت کنین لدفن تاريخ دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶سـاعت 23:5

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 22:32

امروز جلسه آخر ِ کاربرد کامپیوتر بود وای خییییییییلی خفن بووووووود ! ینـی وقتی رسیدیم به نتیجه و خروجی کار و استفاده از چیزایی که یاد گرفتیم بـرای شیت بندی ـآمون، ب خودم لعنت میفرستادم ک چرا جزوه ننوشتم و درست و حسابی گوش ندادم عالی بود واقعاً. اگه بتونم واسه طرح، اول با این برنامه ها کار کنم و سه

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 22:32

عاغا من همین جمعه فهمیدم که امتحانامون از شنبه بیستم شروع نمیشه، بلکه از چهارشنبه ی قبلش شروع میشه ! خلاصه تا چندین ساعت دپرسیـانو شده بودم و داشتم فک میکردم چه خاکی اندر سـرم کنم ؟!؟!! شنبه هم از صبح تا عصـر سرکلاس طرح بودیم (جبرانی) میمـوند یکشنبه و دوشنبه و سه شنبه !!! چهارشنبه شنبه یکشنبه پشت ِ

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 22:32

موقعیکه هنوز حتی مناظرات شروع نشده بود و هیچ مطلبی راجع به انتخابات نشر نمیشد، به همه میگفتم من به روحانی رای میدم. تنها دلیلمم اینه که قیمت دلار ثابت موند! میخواین به این دلیلم بخندین ولی بنظر من همین دلیل کافیه! اونموقع فقط در این حد از اوضاع مملکت خبر داشتم و خودمو درگیر نمیکردم. ولی الآن یه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:37

تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶سـاعت 23:47 نويسنده الـــــی زـآ| |

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:37

مسترلاو تمآم فک و فامیلاش طرفدار رییسی ان... مثلن امروز زنداییش داشت توی گروه پیام میداد و مسترلاو واسه من میفرستاد. من جواب میدادم، اون کپی میکرد میذاشت گروه خونوادگی!! بهش میگم خو لامصــب لااقل "مای کوئین" بالاشو پاک کن زندایی جانش میگه : تتلو هرچی باشه زیرزمین وطنش رو به خاک اجنبی ترجیح داد. شج

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:37

روزی ـکه خبر ِ دیدار رییسی و تتلـو نشـر شد ما سر ِ کلاس طرح بودیم. و طبیعتـاً مشغول ِ کار انجام دادن بودیم و اکثراً حواسمون به گوشی نبـود ! من داشتم کرکسیون میکـردم با استـاد... که یهو استاد به تنها پسر ِ کلاسمون گفت : محمدرضا چیکار میکنی تو گوشیت؟! محمدرضا : هیچی استاد منتظرم نوبت کرکسیونم برسه است

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:37

دیشب تا دیروقت بیدار بودم و فیلم میدیدم با خودم میگفتم خب حالا 11-12 پامیشم میرم یکی از حوزه های اخذ رای زودم میام! بعد که برگشتم هم برش ـهای برداشت رو میکشم و میرم خوابگاه واسه ادامه ی کار ! ولی ساعت 9 یهـــو ننـم بیدارم کرررد که پاشو پاشو الآن شلوغ میشه، باید زود بریم خلاصه صبحونه نخورده راه افتا

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:37

فیلم دیو و دلبر 2014 رو داشتم. دیدمش. خیلی خوشم نیومد... بر آن شدم تا دیو و دلبر 2017 رو دان کنم، میدونسم کیفیت ِ پرده ش اومده ولی میخاسم با کیفیت خوب ببینمش. سرچ کردم دیدم بعللللله. اومــده... مث خرررر ذوق کردم و دانلودش کردم. اول خودم تنها دیدمش... یه سری با مامانم دیدم... یه سری هم با ندا دیدم تو

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:37

امروز از 8 صبح تا 6 عصر بدون غذا و هیچی سر ِ ساختمون برداشت نابود شدیممم چقدر وسیله جابجا کردیممم... کلی از این پنجره های هلالی و کلی دررر و چیزای دیگه! چقدررر سختییی کشیدیمممم روز آخر بود دیگه ! تا الآنم هنوز گرفتار ِ اصلاحیات برش ها و پلانا هسم تموم بشو نیس که ! متاسفانه نه هم گروهیام همکاری لازم

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:37

تمـام ِ برشـآ رو خودم تک و تنها از اول کشیدیم و اصلاحیاتشـو که استاد گفته بود انجام دادم بعـد تو گروه بهشون میگم من google erth رو ندارم، لپ تاپم هم همش هنگه نمیتونم دانلود کنم، دانلود کنین بیارین که نخوایم معطل بشیم بخاطر این! حتــی از عهده ی اینـم برنمیان و زورشون میاد دانلود کنن! همچین کاریـو هم

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:37

فک کنین از دانشگاه اومده باشین، با لباس راحتی تو خونه نشسه باشین، ولی هنوزم کسل باشین، که یهویی خرید اینترنتیـتون برسه!!! اصـن روحیه آدم شاداب و بانشـاط میشه عجیـــب!!! از بین اینـآ بهترینش پنکک فارماسی بود که خیــلــــــــی خوشم اومده ازش. پوشانندگیش از کرم پودری که همیشه میزنم خیلی بهتره. توی انتخ

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:37

دیشـب تا ساعت 4 بیدار بودم طبق معمول و درگیـر کارای مربوط به یونی. باید یه آزمون مجازی شرکت میکردم. و وقتی تموم شد و دوره رو گذروندم از گواهی ـش پرینت میبردم واسه استاد درس عمومیمون تا 3 نمره بهم بده! 8 تا درس بود. و در نهایت یه آزمون کلی از کل این 8 درس ! اولی رو دادم. بنظرم خیلی آسون اومد. سریع تی

برچسب: نویسنده: کامیار رفیعی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:37

صفحه بندی